محمد مهريار

465

فرهنگ جامع نامها و آباديهاى كهن اصفهان ( فارسى )

غند » . با جزء اول « سا » آشنا هستيم و آن را در محلهاى : ساوه ، ساو در اردبيل ، ساوان ( مرودشت ، سردشت ) ، ساوج ( نيشابور ) و ساوند ( زرند ) و غيره و غيره ديده‌ايم . در همهء اين امثله جزء اول به معنى آب است يا درست‌تر بگوييم به معنى « زه » معادل آب است . چون كه حرف « ز » معادل « س » است و ساوه و زاوه به يك معنا مىباشند و ساوه صورت ديگرى از زاوه است . بنابراين در ساغند نيز جزء اول به معنى « زه‌آب » است . يعنى آبى كه از زمين مىتراود . جزء دوم « غند » همان واژهء « كند » است . كنت ( Canta ) در زبان سغدى به معنى خانه است و در اوستايى از ريشهء « كن » به معنى « كندن » در واژهء خندق معادل « كندك » و كربكند و زفرقند « 1 » و در شهرهايى چون سمرقند ، تاشكند ، خوقند و مهرقند ديده مىشود و به معنى محل و خانه ( در معناى اوسع آن ) مىباشد . بنابراين ساغند معادل است با « زاوكند » معادل « اوكند » كه يعنى خانه و محلى كه آب « زه » دارد يا قناتش آب‌زه دارد . اصلا بايد به خاطر داشته باشيم كه كندن در مورد قنات معمول و رايج است . قنات را مىكنند و عربى دوستان مىگويند حفر مىكنند . سالان S l n سالان نام ديهى است كوچك كه آن را در عداد ديه‌هاى دهستان براآن جنوبى به حساب آورده‌اند . نام اين ديه در فرهنگ آباديها و مكانهاى مذهبى كشور نيامده است و شايد از نظر كوچكى و حقارت نامش از نظر مؤلفان آن فرهنگ پوشيده مانده است ، ولى در فهرستهاى مركز آمار ايران از آن ياد شده است و در سال 1345 جمعيت آن را 2 نفر قلمداد كرده‌اند « 2 » و ما هم بر فهرستهاى مركز آمار ايران تكيه مىكنيم . براآن شمالى « 3 » و جنوبى هردو از مراكز مهم سكونت ايرانيان قديم بوده است و همچنين از روستاهاى مهم اصفهان به‌شمار مىآمده است و دليل قويتر بر آن نيز وجود نامهاى فخيم و كهن در نامهاى اين ناحيه است چون نامزاد ، كاج ، فساران ، و جاره ، ديدران ، جوزدان ، تيميارت و غيره .

--> رايج را با « غين » برشمرديم . ( 1 ) - ن . ك . به : اين عناوين در همين فرهنگ . ( 2 ) - ن . ك . به : نشريهء 289 م . آ . ا . ص 29 . ( 3 ) - ن . ك . به : به نامواژه براآن در همين فرهنگ .